دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، پس از دست نیافتن به توافق در مذاکرات نمایندگان ایالات متحده و جمهوری اسلامی در اسلامآباد، به وعدهاش مبنی بر اعمال محاصره دریایی در تنگه هرمز عمل کرد؛ اقدامی که عملا انرژی ایران را از بازار جهانی جدا میکند.
این تنگه شاهراهی حیاتی است که حجم عظیمی از نفت خام، الانجی و محصولات پتروشیمی موردنیاز جهان از آن عبور میکند. هرچند مسیرهای جایگزین و برخی گزینهها برای کاهش کمبود جهانی این محصولات وجود دارند، این راهحلها محدود و برخی نیز موقتیاند. به نظر میرسد ترامپ امیدوار است با ایجاد اختلال در صادرات نفت ایرانــ با توجه به محدود بودن ظرفیت ذخیرهسازی این کشورــ ایرانیها را پای میز مذاکره بکشاند.
تیم استوارت، رئیس انجمن صنفی نفت و گاز آمریکا، در یک پادکست گفت که این محاصره فشار زیادی بر زیرساختها و منابع مالی جمهوری اسلامی وارد میکند. اگر نفت ایران به بازارهای مدنظرش نرسد، جمهوری اسلامی نمیتواند کالایی وارد کند. از سوی دیگر اگر نتواند نفت صادر کند، پس از پر شدن مخازنش، دیگر جایی برای ذخیره نخواهد داشت و تمام اینها ممکن است تنها طی دو هفته رخ دهند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
او افزود: «وقتی جایی برای نگهداری نفت نداشته باشید، مجبور میشوید چاهها را ببندید. این کار باعث افزایش فشار میشود و این فشار میتواند به چاههای نفت آسیب دائمی وارد کند. این یک فرضیه نیست. توقفهای طولانیمدت میتواند صدها هزار بشکه در روز را برای همیشه از مدار تولید خارج کند.» بنابراین به نظر میرسد که ترامپ با این اقدام، مستقیم به شاهرگ جمهوری اسلامی ضربه زده است.
آغاز محاصره با ضربه به شاهرگ
فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، اعلام کرد که به دستور رئیسجمهوری، محاصره تمام مسیرهای دریایی به بندرهای ایران از روز دوشنبه ساعت ۱۰ صبح به وقت شرق آمریکا آغاز شده است. بر اساس این بیانیه، محاصره بدون هیچ تفاوتی، بر کشتیهای تمام کشورهایی که به بندرها یا مناطق ساحلی ایران در خلیج فارس و دریای عمان وارد یا خارج میشوند، اعمال خواهد شد.
ترامپ نیز صبح دوشنبه در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «هشدار! اگر هر یک از این کشتیها به محاصره ما نزدیک شوند، فورا نابود خواهند شد؛ با همان روشی که علیه قاچاقچیان مواد مخدر در دریا استفاده میکنیم.»
گزینههای محدود پیش رو
بنیاد پژوهش سیاست انرژی (EPRINC) پیش از شکست مذاکرات آخرهفته گذشته، براورد کرده بود که چه میزان نفت میتواند از مسیرهای جایگزین به بازار برسد و چگونه آزادسازی ذخایر مختلف میتواند این مقدار را افزایش دهد.
طبق گزارشها روزانه بین ۱۸ تا ۲۰ میلیون بشکه فراوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور میکندــ حدود ۲۰ درصد از مصرف جهانی مایعات نفتیــ اما این رقم طیف وسیعی از محصولات نفتی را هم دربرمیگیرد. اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) براورد میکند که روزانه ۱۴.۲ میلیون بشکه نفت خام و فراوردههای نفتی سبک از این تنگه عبور میکند. اینها محصولاتیاند که گزینههای جایگزین لجستیکی و سیاستی برای جبران کمبودشان تاحدی وجود دارد.
پیش از محاصره، نفت صادراتی ایران و نفتی که تحت کنترل جمهوری اسلامی از تنگه هرمز عبور میکرد، میتوانست بخشی از نیاز بازار را تامین کند. در آن شرایط، کمبود جهانی حدود ۱.۹ میلیون بشکه در روز براورد میشد، اما اکنون با حذف ۲.۵ میلیون بشکه نفت صادراتی ایران، این کمبود به حدود ۴.۴ میلیون بشکه در روز رسیده است.
مسیرهای جایگزین و ذخایر
در حال حاضر دو مسیر جایگزین اصلی وجود دارد: خط لوله شرقــغرب عربستان سعودی (ظرفیت اسمی هفت میلیون بشکه در روز، با پنج میلیون بشکه در حال بهرهبرداری) و خط لوله کرکوک عراق (ظرفیت ۰.۳ میلیون بشکه در روز)
مقداری نفت نیز روی دریا و در نفتکشها و تاسیسات ذخیرهسازی شناور نگهداری میشود. تا اواسط فوریه، حجم این ذخایر، شامل نفت روسیه، ایران و ونزوئلا، به حدود ۲۲۲ میلیون بشکه میرسید. بخشی از این نفتها پیشتر تحت تحریم بودند، اما با کاهش محدودیتها و تداوم مبادلات در بازارهای غیررسمی، قابلدسترسیاند و براورد محافظهکارانه نشان میدهد این منابع میتوانند روزانه حدود ۱.۵ میلیون بشکه به عرضه جهانی اضافه کنند.
با این حال تیو ساووسکی، تحلیلگر ارشد بنیاد پژوهش سیاست انرژی، یادآور میشود که اگرچه در حال حاضر برنامهای برای بازگشت تحریمها دیده نمیشود و فعلا میتوان به این منابع هم اتکا کرد، حجم آنها محدود است و تنها بهصورت موقت کمک خواهد کرد.
دولت آمریکا نیز اعلام کرد که این کشور ۱۷۲ میلیون بشکه از ذخایر نفتی راهبردی خود را آزاد خواهد کرد که معادل سه میلیون بشکه در روز است، اما این هم یک راهحل موقتی است.
چالشهای جهانی و پیامدها
از آنجا که هیچیک از گزینههای یادشده برای الانجی یا محصولات پتروشیمی کاربردی ندارند و مسیر جایگزینی برای آنها وجود ندارد، جهان ممکن است تا چندین سال با کمبود قابلتوجه در محصولات انرژی مواجه شود. کشورها اکنون در حال بررسی سیاستهای داخلی برای مقابله با این وضعیتاند.
بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا که به استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر امید بسته و از تولید انرژی هستهای، نفت و گاز فاصله گرفته بودند، اکنون برای تامین نفت و الانجی به واردات وابستهاند و بر اساس گزارش بلومبرگ، قیمت گاز در اروپا از آغاز این درگیری ۴۸ درصد افزایش یافته است. حالا اتحادیه اروپا قرار است هفته آینده مجموعهای از سیاستها را برای کاهش هزینه انرژی از جمله کاهش مالیات برق و کاهش هزینههای شبکه برق، بررسی کند.
در ایرلند، کشاورزان و رانندگان کامیون هفته گذشته در اعتراض به قیمت بالای سوخت، دسترسی به تنها پالایشگاه نفت این کشور و برخی زیرساختهای نفتی را مسدود کردند. نخستوزیر ایرلند با کاهش مالیات سوخت موافقت کرد تا اعتراضها فروکش کند. در استرالیای غربی، نیز استفاده از ذخایر دیزل در حال بررسی است.
ابعاد ژئوپلیتیک و واکنش چین
این محاصره خطر کشیده شدن چین به درگیری را افزایش داد و پکن اعلام کرد که این اقدام برخلاف منافع جهانی است و خواستار حلوفصل بحران از راههای دیپلماتیک و سیاسی شد. در مقابل، ترامپ هشدار داد که حمایت چین از جمهوری اسلامی پیامدهای جدی خواهد داشت.
برخی تحلیلگران معتقدند این بحران بهزودی حل نخواهد شد و اگرچه گفته میشود جمهوری اسلامی دوباره آماده مذاکره است، تجربه نشان داده است که چنین نشانههایی لزوما به توافق منجر نمیشود.
صرفنظر از آنچه در هفتههای آینده رخ میدهد، برخی کارشناسان هم میگویند ممکن است تا سال آینده یا حتی بیشتر طول بکشد تا بازارهای انرژی جهان به وضعیت پیش از آغاز این درگیری بازگردند. بنابراین اکنون باید تمامی گزینهها برای جبران کمبودها بررسی شود تا آثار جهانی به حداقل برسد.
ایالات متحده هم اگرچه بهعنوان بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز، کمتر از دیگران آسیب خواهد دید، باید در نظر داشت که با توجه به نبود چشماندازی برای حلوفصل این بحران، از پیامدهای این موضوع مصون نخواهد بود و در صورت تداوم این وضعیت، آثار آن تا مدتی طولانی در سراسر جهان احساس خواهد شد.
برگرفته از وبسایت «جاست د نیوز»

